خبر و نظر ۰۰۰ ادبيات و هنر ۰۰۰  نوشته های منتخب يا رسيده ۰۰۰ ويدئوکليپ ـ  ترانه و موسيقی ۰۰۰ انديشه ـ تاريخ ـ علوم انسانی ـ گفتار ها ۰۰۰ طنز و طنز واره ۰۰۰ با شما ـ پرسش ها و پاسخ ها ۰۰۰ آرشيو ـ معرفی بخش ها ۰۰۰ صفحه ی اول

 
اگر گفتيد چه کسانی و چرا لبنان را به آشوب می کشند؟
   
   
محمد حسنين هيکل
 
   

برگردان و تنظيم: محمد علی اصفهانی
-----------------------------------------

محمد حسنين هيکل، صرفنظر از هر قضاوتی که کسی در باره ی او داشته باشد يا نداشته باشد، از صاحبنظران کارکشته ی سياسی است. همراز جمال عبد الناصر، مسئول و سردبير روزنامه ی مصری «الاهرام» طی ساليانی دراز در گذشته، و روزنامه نگاری حرفه يی با صدها مصاحبه و مقاله و سخنرانی و کتاب.

او در ماه مه امسال، در نشستی با حقوق دانان مصر، و در حضور بسياری از رجال و شخصيت های سياسی و فرهنگی و مطبوعاتی سراسر جهان، به بررسی مسايل سياسی روز در ارتباط با خاورميانه پرداخت.
به دلايل معلوم، نه تنها رسانه های رسمی جهان غرب به انعکاس اين گفتگو نپرداختند، بلکه حتی رسانه های مختلف عربی نيز هر کدام به ذکر قسمت های منتخب و غالباً کوتاهی از سخنان هيکل ـ بر مبنای گرايش ها و محاسبات خودشان ـ بسنده کردند.
از آنجايی که دانستن نقطه نظر های حسنين هيکل را در آنچه به طور مستقيم يا غير مستقيم به ايران مربوط می شود ضروری دانستم، مطلبی که می خوانيد را با مراجعه به تعداد قابل توجهی از رسانه های عربی (۱) به صورتی تلفيقی و خلاصه شده تهيهّ و ترجمه کردم. و البتّه ـ اين طور فکر می کنم که ـ با حفظ امانت.
۲۷ خرداد ۱۳۸۷


محمد حسنين هيکل، موقعيّت فعلی منطقه را با موقعيّت اندلس در آستانه ی فروپاشی مقايسه کرد و به شباهت های اين دو موقعيّت پرداخت، و نگرانی خود را از احتمال سقوط کامل منطقه ی خاورميانه، و حتّی حذف فلسطين، ابراز داشت.

او ضمن ستايش از نقش حزب الله لبنان در مقابله با اسراييل، بر ضرورت حفظ سلاح در دست اين حزب تأکيد کرد و گفت که اين کار برای بقای منطقه ضروری است، و ما نبايد چنين امکان مهمّی را به هدر بدهيم. چرا که مقاومت حزب الله، يک استثنا در تاريخ مقاومت عربی است.
هيکل افزود که در ايّام اخير، لبنان به صورتی معجزه آسا، توانست از يک بحران بزرگ عبور کند. بحرانی که چيزی نمانده بود تا تماميّت اين کشور را در هم بکوبد.
يک راه حلّ پايدار و قابل اعتماد برای مشکلات لبنان را حسنين هيکل تکيه بر مشروعيتی دانست که محصول توافق گرايش های مختلف مذهبی و سياسی و قومی و فکری با هم است و در قالب کلاسيک دموکراسی جا نمی گيرد. چون دموکراسی در شکل کلاسيک آن مبتنی بر اکثريت عددی است؛ و اين با ساخت جامعه ی چند مليتی و چند فرهنگی لبنان سازگاری کامل ندارد و بحران ساز است. و از همين روست که هرگونه اخلال گری به هر بهانه یی در مشروعيّتی که با توافق اطراف مختلف حاصل می شود، عواقبی خطرناک برای لبنان خواهد داشت.

حسنين هيکل، با اشاره به نقش رييس جمهوری مقتول لبنان (رفيق حريری) در قرارداد تفاهم «طائف»، او را «سياستمداری با هوش» ناميد که توانست شبح بازگشت جنگ خانگی را از لبنان دور کند؛ و لی سرانجام، خودش قربانی نزاع سياسی بزرگی که در اين کشور جريان دارد شد.
هيکل تصريح کرد که دولت های متعدد عربی ـ و نه فقط سوريه ـ در امور لبنان دخالت می کنند، و اين درست نيست که بعضی ها همه ی گناهان را به گردن سوريه می اندازند در حالی که خودشان برای در تنگنا قرار دادن سوريه، صحنه ی لبنان را جولانگاه خود کرده اند.

او همچنين اظهار داشت که ما، در حق حسن نصرالله ستمی بزرگ روا داشته ايم وقتی که به او اتّهام عامل ايران بودن زده ايم. او يک لبنانی است و همچون يک لبنانی عمل می کند نه همچون يک عامل بيگانه. من نمی توانم اين را بفهمم که چرا ما با او چنين معامله می کنيم. اين، حزب الله بود که توانست رو در روی اسراييل بايستد. حزب الله در لبنان همچون سدّی است که تجاوز های وحشيانه ی اسراييل را دفع می کند و به اسراييل اجازه و امکان هجوم به لبنان را نمی دهد. اگر حزب الله نبود، بنيان لبنان به کلّی از ميان رفته بود. ما ملّت عرب، تنها ملّت جهانيم که قهرمانان خود را تخريب می کنيم.
هيکل، همچنين از اقدامات نخست وزير لبنان عليه شبکه ی مخابرات حزب الله انتقاد کرد.

در باره ی درگيری های اخير لبنان

در باره ی درگيری های اخير لبنان، محمد حسنين هيکل اظهار داشت که ما نبايد مسايل را از سطح نگاه کنيم. در يک نگاه سطحی، اين، نزاعی بود ميان قانون و بی قانونی. امّا مسئله، بسيار عميق تر از اين حرف هاست:
حرف نادرستی است اگر بگوييم که مشکل، از لحظه ی حرکت حزب الله آغاز شد. خير. مشکل از آن هنگام آغاز شد که حزب الله دانست که ششصد نفر، از خارج لبنان وارد لبنان شده اند تا اوضاع داخل بيروت را تغيير دهند. اين ششصد نفر در يکی از کشور های عربی مورد نظر آمريکا، و معروف به «معتدل»، آموزش ديده بودند. حزب الله ناچار شد که به حرکت درآيد. و اين، تازه علاوه بر مشکلی بود که دولت برای شبکه ی ارتباطات خاصّ اين حزب به وجود آورده بود.
و اين هردو، در پی به قتل رسيدن عماد مغنيه. عماد مغنيه، فرماندهی کارآمد بود و بر عمليات حزب الله در صحنه، تسلط و اشراف داشت. من فکر می کنم که او بر اثر توطئه ی چند دولت عربی به قتل رسيده است. چرا بايد چنين کسی را که با توانمندی های خود، به حزب الله در نبرد با اسراييل یاری داد، رديابی کنيم و در کمينش بنشينيم و به قتل برسانيمش؟
بر اين همه، سخنان وليد جنبلاط را هم به هنگام حضور بوش در منطقه برای شرکت در جشن سالگرد تأسيس اسراييل اضافه کنيد. وليد جنبلاط با استفاده از اين حضور، بر ضرورت وارد کردن «ضربات درهم کوبنده» به حزب الله تأکيد کرده بود.
باوجودی که پدر وليد جنبلاط، دوست من بود، و خود او هم دوست من است، بايد بگويم که او آدمی است «متقّلب المزاج» [چيزی کم و بيش به معنای روان پريش هردمبيل! ـم]. او زندگانی مرفّهی دارد و در عيش و نعمت روزگار می گذراند.
وليد جنبلاط پيش خودش حساب کرده بود که اين حرف او در شرايطی که حضور بوش در منطقه فراهم آورده است طنين بيشتری خواهد يافت و سرو صدايی به پا خواهد کرد.

حزب الله، فقط بعد از آن که معتقد شد که ديگر در اين جا بحث، نه بحث ايجاد اختلالات موقّت در کار حزب، بلکه بحث زندگی و مرگ و بود و نبود آن است وارد عمل شد. و در ظرف ۲۴ ساعت توانست بر بيروت، مسلّط شود. و ما، در برابر وضع تازه يی قرار گرفتيم. (۲)
دولت های مختلف عربی گمان کردند که با آنچه پيش آمده است، شايد امکانی برای مداخله در بيروت به دست آورند. ولی طرف های مختلف لبنانی توانستند به راه حلی صلح آميز دست يابند. چرا که متوجّه اين موضوع شده بودند که در غير اين صورت، کار لبنان ساخته خواهد شد.

من معتقدم که نبايد به سلاح حزب الله دست زد. برای اين که اين ها کسانی هستند که در مقابله يی شجاعانه با اسراييل، ضربه يی سهمگين و فراموش ناشدنی بر او وارد آورند. لازم است که از اينان محافظت کنيم. اينان آزمون ورزيدگی ملّت عرب در تماميّت آنند، و به منطقه، درس مقاومت داده اند. امّا هرچند که وجود حزب الله يک ضرورت عربی است، نبايد لبنان فقط به دست حزب الله بيافتد.
توافق و تراضی اعراب در اين زمينه، بستگی به شناخت درست آن ها از مرحله ی کنونی نزاع با اسراييل خواهد داشت.
 
رابطه ی اعراب با ايران

حسنين هيکل به گفتگوی خود در سال ۱۹۷۹ در پاريس با خمينی اشاره کرد و اين که خمينی از او پرسيده بود که «چرا مصر با من دشمنی می کند؟». چون الازهر در آن زمان فتوای شديدی عليه خمنی صادر کرده بود و گفته بود که مبارزه با شاه، خروج بر ولی امر است و گناه دارد!

هيکل، در مجموع، از ضرورت دوستی ميان ايران و جهان عرب سخن گفت. ولی طبعاً اين سخنان هيکل را نبايد ملّايان به حساب حمايت او از خودشان مصادره کنند. بلکه اين سخنان در شرايطی ادا شده است که آمريکا و اسراييل تلاش بی سابقه يی را آغاز کرده اند برای متحد کردن اعراب با خود درحمله ی نظامی به ايران. به تمام ايران و ملّت آن، نه به ملّايان که خود، دشمن تمام ايران و ملّت آنند.
هيکل، تأييد کرد که اگر به فرض بعيد، حاکمان ايران، بين هشت تا ده سال آينده صاحب بمب اتمی شوند، وضعيّت خطيری به وجود می آيد. امّا پرسيد که:
ـ آيا خطری که اعراب را تهديد می کند اين چنين بمب احتمالی هشت يا ده سال بعد است؟ يا ۱۵۰ بمب اتمی حاضر و آماده ی اسراييل در مرزهای ما؟

حال و آينده ی فلسطين

حسنين هيکل در مورد حال و آينده ی فلسطين، چنين گفت:
محمود الزّهار، رييس هيأت نمايندگی يی که اخيراً از طرف حماس به قاهره آمده بود، به خود من گفت که اين فقط اسراييل نيست که ما را در غزه محاصره کرده است. بلکه بعضی از دولت های مجاور فلسطين هم ما را از زمين و دريا و هوا مورد محاصره قرار داده اند.
دولت های عربی يی هستند که از آنچه امروز در فلسطين می گذرد شادمانند و فاجعه را تقويت می کنند.
من معتقد نيستم که در فلسطين اختلاف های شخصی بين طرف های مختلف در کار باشد. بله. آشکارا يک اختلاف بزرگ وجود دارد: اختلاف ميان دو مکتب. اوّلی، مکتب مقاومت؛ و دوّمی مکتبی که به راه حلّ مسالمت آميز معتقد است.
خيلی ساده بگويم:
اسراييل تلاش دارد تا تمام فلسطين را اشغال کند. آيا می شود تصوّر کرد که اسراييل با اين همه تجاوز ها، و با اين همه تصرّفات، قادر باشد که يک دولت فلسطينی بنا نهد؟
در گذشته، يک نفر از من پرسيد که به نظر تو در ميان نخست وزيران اسراييل، کدام يک بر ديگری ارجحيّت دارد. به او پاسخ دادم: آريل شارون! چون ما با شارون می توانيم حقيقت را بفهميم، و بدانيم که در کجا ايستاده ايم. ولی با شيمون پرز و ديگران نه. آن ها حرف های گمراه کننده می زنند.
اسراييل، حتّی حق مالکيت فلسطينی ها بر سرزمين خودشان و حق باز گشت پناهندگان را هم نفی می کند.
مسئله ی فلسطين، به اين صورت، با گفتگو ميان اعراب و اسراييل حل نمی شود. بايد معادله ی قوا تغيير کند.
من می ترسم که طی ده سال آينده، ما سرزمين تاريخی فلسطين را از دست بدهيم. چرا که در جهان عرب، اراده و توانايی وجود ندارد. و تنها نيرو هايی که حرکت می کنند، متأسّفانه، نيرو های اسراييلند. (۳)

از حسنين هيکل سئوال شد:
ـ آيا اميدی هست که توده های عرب، با فشار بر حکومت هاشان بتوانند کاری از پيش ببرند؟
هيکل پاسخ داد:
فکر می کنم زندگی بدون اميد، قابل تصوّر نيست. من حرکت توده ها و مردم کوچه و خيابان را دنبال می کنم. نسل جديد، مثل ما نيست. حالتی جوشان و بشّاش در کوچه و خيابان ديده می شود. امّا حاکمان عرب، از تکنولوژی قوی برای قلع و قمع کردن مردم خود بهره مندند. و من می ترسم که اين نسل جديد، در برابر تکنولوزی قوی قلع و قمع، عمليات انتحاری را انتخاب کند.
وضعيّت کنونی، در تاريخ بی سابقه است. و سقوط حکومت ها به خاطر تضاد های منافع زورمندان است. نه به خاطر طغيان توده ها.
 
سوريه و ايران و عراق

در باره ی روابط دو حکومت سوريه و ايران، و تلاش اسراييل برای نزديکی با سوريه با وساطت ترکيه، ضمن ابراز بدبينی نسبت به نتيجه بخش بودن مذاکرات اسراييل و سوريه، حسنين هيکل اظهار داشت:
بايد بين تاريخ سوريه و شکل اداره ی سوريه در حال حاضر، تفاوت قائل باشيم. من از بابت آنچه در حال حاضر در سوريه می گذرد متأسفم. به دليل خروج مصر از صحنه، سوريه اوضاع بدی دارد. ولی اين که او با حکومت ايران نزديک است باعث ناراحتی من نمی شود. چرا که به اين وسيله، سوريه توانسته است تکيه گاهی جغرافيايی برای خودش پيدا کند.

هيکل، همچنين اظهار نظر کرد که آمريکا به ايران حمله نخواهد کرد؛ ولی حد اقل در ۱۲ سال آينده از عراق خارج نخواهد شد:
هدف اصلی آمريکا، تحت کنترل خود گرفتن هرچه بيشتر نفت عراق است. چگونه اين هدف را به سادگی رهاکند؟
ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ ـ
۱ ـ از جمله رسانه های عربی يی که در اين گزارش، مورد استفاده ی من قرار گرفته اند:
الشّعب ـ السّبا ـ عرب آن لاين ـ الشّرق ـ الخليج ـ اللواء...
۲ ـ سناريوی ديگری با شکلی ديگر ولی با هدفی کم و بيش واحد، در بخش ديگری از جبهه ی مبارزه با تجاوز ـ در فلسطين ـ نيز قرار بود به اجرا در آيد که همچون اين يک، هنوز به مرحله ی عملی نرسيده، در هم فرو شکست:
در فلسطين، چه کسی عليه چه کسی کودتا کرد؟ ـ نوشته ی نويسنده ی مبارز اسراييلی، ميشل وارشاوسکی، به ترجمه ی همين قلم:
www.ghoghnoos.org/khabar/khabar03/warschawski-l.html
۳ ـ نزار قبانی:
چرا هراس داشته باشد اسراييل
از فرياد های ما ؟
چرا هراس داشته باشد اسراييل
از «فاکس بازی ها»ی ما ؟
«جهاد فاکس»
از ساده ترين جهادهاست:
متن واحدی می نويسيم
برای همه ی شهيدانی که رفته اند
و همه ی شهيدانی که خواهند آمد!
...
ما
در تاريکی ملّی فرو رفته ايم
و از آن اعصار و روزگاران فتوحات
حتّی يک نامه هم ديگر
به ما نرسيده است...
....
چرا بايد اسراييل، از اعراب بترسد
وقتی که بعضی از آن ها
يهودا شده اند ؟
متن کامل شعر بلند نزارقبانی:
www.ghoghnoos.org/honar/honarg/honarg01/kabbani_ghana.html

 

خبر و نظر ۰۰۰ ادبيات و هنر ۰۰۰  نوشته های منتخب يا رسيده ۰۰۰ ويدئوکليپ ـ  ترانه و موسيقی ۰۰۰ انديشه ـ تاريخ ـ علوم انسانی ـ گفتار ها ۰۰۰ طنز و طنز واره ۰۰۰ با شما ـ پرسش ها و پاسخ ها ۰۰۰ آرشيو ـ معرفی بخش ها ۰۰۰ صفحه ی اول